تبلیغات پیامکی تبلیغات پیامکی























زندگی باید کرد...

زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام 
 


آخر شبا رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه 
 


موهات "فر" باشه , روش پیتزا بپزی 
 


خانواده مذهبی باشه اسم دخترو بذاره سیندر الله 
 


شب خواب ببینی که 1 ماه داری میری سر کار, صبح که بیدار شدی حقوقشو بگیری 
 


پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن، میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن 
 


ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب 
 


ورودی ِ لاس وگاس بزنه :به شهر شهیدپرور ِ لاس وگاس خوش آمدید 
 


همسر دلخواهت رو از بین گزینه های موجود دانلود کنی 
 


بوق زدن ممنوع باشه ماشینتو بذاری رو ویبره 
 


حراست دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالای آرایشیتو بگه ، برات درسش کنه. لوازم آرایش بهت قرض بده ، یادت بده چجور آرایشی بهت میاد 
 


هر پشه ای وارد خونه ت شه در جا تبدیل شه به یه تراول 50 تومنی 
 


رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل بین 
 


سایه ات سفید باشه 
 


تو گوگل سرچ می کردی "نیمه گم شده ی من " عکساشو واست می آورد راحت پیداش می کردی 
 


شامپو ضدِ شوره بخوری ، دلشوره هات تموم بشه 
 


بفهمن اصغر فرهادی دوپینگ کرده همه جایزه هاشو بگیرن 
 


درخت خرما و گردو رو پیوند بزنی خرما گردویی بده 
 


رگ قلبت بگیره به جای اینکه بالون بزنن پاراگلایدر بزنن 
 


واسه کاردستی ِ مدرسه یه ساختمون ِ هشت طبقه ی 32 واحدی ِ اسکلت فلزی ببری 
 


یه دختر رو برات نشون کنند با سنگ بزنیش 
 


بری مکه به جای سنگ زدن به شیطون یه چاقو در بیاری بکنی تو شکمش خیال همه رو راحت کنی 
 


چشم و مغز و قلبمون یه جلسه تشکیل بدن تکلیفشونو با ما روشن کنن

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/۱ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ توسط لیلا مهربان نظرات ()

اینارو نگا تورو خدا به خصوص اون عقبیه که گردن میکشه تا صحنه رو ببینه یا اون یکی که روشو بر میگردونه لابد اونا که دعوا میکردن حسابی کتلت شدن نیشخند

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢۱ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ توسط لیلا مهربان نظرات ()

کاش باران بگیرد …
کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند…
و من همه ی دلتنگیهایم را رویش “ها” کنم…
و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم … و خلاص…

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢۱ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط لیلا مهربان نظرات ()

مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز وتحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن. 
2.مدل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل 
خریدن هر چیز مد روزو به باد دادن پولای باباجون هست.

3.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین
ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!

4.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن 
(به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم).

5.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.

6.مدل ضد پسر:این مدل همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن

7.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن

8.مدل روشنفکر:این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ...

9.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢۱ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط لیلا مهربان نظرات ()

امروز با یه مرد زحمت کش اشنا شدم با کسی که تمام عمرش رو برای رفاه خانواده اش زحمت کشیده بود و صد البته تو این راه از فکرش حسابی استفاده کرده بود و تونسته بود موفق بشه. از جوونیاشو کارایی که کرده بود و از الانش که چه کارا کرده و کجاها کار کرده و خلاصه تو همه چی یه دستی داشت. اما الان اومده بود کار پسرش رو راه بندازه اخه پسرش مثل خودش تربیت نشده بود و الان یه ادم تقریبا بی عرضه شده. باباهه میگفت دو سال پیش یه مغازه براش خریدم با همه امکانات و تجهیزات خودمم رفتم راهش انداختم بعد از یه مدت به پسرم گفتم بابا تو برو از این به بعد مغازه رو بچرخون دیگه نیازی به من نداری. میدونین پسره چی جواب داد؟ گفت اگه تو بخوای از این مغازه بری بیرون من پامو جلوتر از تو میذارم میرم. این اقا هم عصبانی میشه میره مغازه رو با تمام وسایل میفروشه پسرش هم همچنان پا در هوا مونده. البته این یه مورد از شیرین کاریای پسره بوده

ادم واقعا بعضی وقتا تو کار بعضی ادما میمونه....

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱۸ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط لیلا مهربان نظرات ()

این لینکو ببینید چیز جالبیه

 
 
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط لیلا مهربان نظرات ()

من حاصل عمر خود ندارم جز غم

در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم

یک همدم با وفا ندارم جز درد

یک مونس نامزد ندارم جز غم

 

یه لحظه هایی تو زندگی آدم هست که از هه چیز میبره... می خواد خودشو راحت کنه حالا از چی یا کی خدا میدونه... اگه شکستی رو تجربه کرده باشه همه این چیزارو میندازه گردن اون شکستو عواملش اما امان از اون روزی که هیچ دلیلی واسه این حالتش پیدا نمیکنه... خودش و خودش... تنهای تنها... می خواد حرف بزنه نمیدونه چی بگه از کجا بگه اصلا به کی بگه... می خواد ساکت بمونه اما نمیتونه به مرز اشباع رسیده اخه لامصب بالاخره هرکی یه ظرفیتی داره چقدر سکوت چقدر تو خود ریختن؟ لباش که بستس از زمین و زمان هم که داره فشار میاد عین یه قوطی کنسرو که بزاری رو اجاق چی میشه؟ معلومه که منفجر میشه اونوقت دیگه باید کلی وقت و انرژی صرف شه تا افتضاح اون انفجارو جمع کنی.

تا حالا سابقه نداشته چند روز مداوم سردرد داشته باشم اما جدیدا سردرد هم به گرفتاریام اضافه شده خدایا اینو کجای دلم بذارم؟

خدایا من چی دارم بگم؟ تویی که بزرگ و مهربونی تویی که منو خلق کردی تن سلامت و خانواده خوب و عقل سالم دادی تویی که هرجا به بن بست رسیدم راه درستو جلوی پام گذاشتی... حالا بازم رسیدم به بن بست... شیطون هر لحظه وسوسه ام میکنه به کار بد رفتار بد فکر بد جدیدا روی ایمانم دست گذاشته و میخواد منو از تو ناامید کنه اما این یکی رو کور خونده من که پشتیبان همیشگی خودمو فراموش نمیکنم هنوز اونقدرا هم قدرنشناس نشدم هنوز یه ته مونده اعتقادی برام باقیه ... اما خدایا با این وضعیت دیگه تحملم تموم شده دیگه صبرم لبریزه دیگه نمیتونم به هر ترفندی این وضعیتو تحمل کنم میدونم که تو قرآن گفتی هرکس با خودش وضع خودشو تغییر بده اما خدایا تو که شاهدی هرکاری کردم به هر دری زدم نشد... کمکم کن

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط لیلا مهربان نظرات ()

با عرض سلام تبریک سال نو

تا امروز که سال خوبی رو داشتم امیدوارم برای همه همینطور بوده باشهلبخند

چند روزی هست که به زندگی نامه خانم پروین اعتصامی علاقه مند شدم و یه مطالبی هم پیدا کردم اما هرچی دنبال عکسی از ایشون گشتم فقط همون عکس تو کتاب فارسی ابتدایی رو پیدا کردم ناراحت

یعنی ایشون فقط همین عکسو داشتن؟ اونم که با فتوشاپ تغییرش دادن

کسی کمکم میکنه؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱۱ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ توسط لیلا مهربان نظرات ()

Design By : Pars Skin